واما بعـــد...
دیشب زیاد حالم خوش نبود آخه گرما زده شده بودم سرم حسابی درد میکرد نتونستم پستم رو کامل بذارم و از سیر تا پیاز جریانات رو براتون بگم 
دیروز عصر به همراه بابایی و دختر دایی اعظم که یکی از دوستای صمیمی من میشه رفتیم دکتر برای سونو قبلش یه سر به مادری زدیم وقتی فهمید گفت پسره
یعنی خیلیها اینو میگفتن 
وقتی که دکتر شروع کرد به جستجوی نی نی دختر دایی جون هم شروع کرد فیلم گرفتن 
خدا رو شکر سالم بودی و همه چیزت طبیعی بود
ای جــــــــــــــــــــونــــــــــــم اون لحظه که صورتت رو دیدم اون لبای خوشگلت واااااااااااااااای انگشتهای دست و پات دلم میخواست از جا بپرم و کلی جیغ بزنم از شگفتی
,دکتر تمام بدنت رو نشونم داد یکی یکی سر صورت دست پا شکم رونای خوشگلت واااای سر تا پاتو بخورم من ... 
خدایا شکرت خدایا واقعا نمیدونم چی بگم این همه تغییر در عرض یک ماه !!!این فقط از تو برمیاد و نه هیچ کسی دیگه
دکتر آخرش گفت خوب نی نی به احتمال زیاد دختره اما اطمینان تو چشاش بود شاید فکر میکرد ناراحت میشم
اما بشنوید از من که همونجا آخرش جیغه رو زدم و
گفتم واقــــــعاااااااااا ؟ راااااااااااااااااســـــــت میگیـــــــــــــن آآآآآآآآآآآآآآآخ جــــــــــــــــوووون ![]()
اونم خندید و پاشد رفت وقتی به بابایی گفتم موند نیگام کرد گفت : جدی میگی ؟ همه که میگفتن پسره و خندید و از اونجایی که دخمل دوسته حسابی قند تو دلش آب شد
بعد از اون به 45 نفر اس ام اس دادم
و نظر سنجی کردم فقط 2 نفر گفتن دختره
و همه غریب به اتفاق میگفتن اینم سوال میپرسی خب معلومه پسر 
وقتی گفتم حدستون اشتباهه فک بود که آویزون میشد ![]()
امیدوارم دکتر درست تشخیص داده باشه و بعدا ضایع بازار و سر در گمی برام پیش نیاد ![]()




واما بعـــد...
